سرای حلمی

رمزی و کلیدی به در و منزل ماست _*_‌ بر هر که بخواند این خط راز، سلام

زندگی یک نظریه نیست

رشد با پندار عشق به عنوان یک نظریه حاصل نمی شود، بلکه عشق، در عملِ بی کلام، با درک و حرکت روح در ابعاد واقعی زندگی، آگاهی را می شکوفاند. همه چیز ابتدا در نظریه مطرح می شود، امّا هیچ چیز با نظریه حاصل نمی شود.


عشق یک نظریه نیست، چنانکه رشد. زندگی یک نظریه نیست. رویاهای درون آدمی نظریه نیستند، و خواب ها و بیداری های جان آدمی، افتادن ها و برخاستن ها، و سلوک سنگین بذر از عمق خاک تا بلندای آفتاب، هیچ کدام یک فکر، پندار و یا نظریه نیستند و اینها نظریه پردازی های ذهن خداوند نیستند، بلکه بذرهای خیال و شکوفه های خلقت اند که در جهان تجلّی کالبد می گیرند و می بالند. 


نظریه، شریعت است. ماهی شریعت آب را نمی داند، چنانکه عقاب را با دانستن ترکیب ذرّات هوا سر و کاری نیست. آنکه شریعت آب و هوا را می خواند، کودکی ست نشسته در مدرسه ها، و آن کودک نیز روزی باید قدم در طریقت زندگی بگذارد، عمل کند، تجربه کند، کشف کند و با «کشف و عمل» به عنوان ارکان حقیقی شناخت، حقایق زندگی را دریابد. حقایق زندگی کشف شدنی اند و تنها تجربه به زندگی راه می برد.


حلمی | کتاب لامکان

زندگی یک نظریه نیست | کتاب لامکان

همه از روح گریزند و تو در روح بخیزی

همه از روح گریزند و تو در روح بخیزی
همه در بند چرایند و تو بی چون بستیزی
سخن روح چنین است و دم روح همین است
که همه بنده ی خاکند و تو از خاک گریزی
حلمی

همه از روح گریزند و تو در روح بخیزی | اشعار حلمی

بشنوید: "مُنسالواتُو" از عرفان

دوباره خورشید

دامان شرق گسترده؛ سازش باد، آوازش آب، رنگش آتش، چین هاش آفتاب. قلبش از خدا زرّین و عقلش از اشراق سرخ. پیراهن شرق گشوده؛ سینه هاش برجسته از حقیقت و قلبش تپیده در خون و موسیقی. سر بر این آستان باید نهاد و مرد


باید مرد و آنگاه برخاست تا بلندترین بلندای خیال. و سپس باید از خیال آنسوتر رفت و تا حقیقت مطلق بال گشود. باز زمان آفتابی شد و دوباره خورشید با ما سخن گفت. آه خورشید از جانم دوباره با جهان سخن گفت. چه فرخنده طالعم! دلم خورشید، دهانم خورشید و در میان دو ابرو چشم میانم خورشید


پیراهن دل گشوده
و درنگ گناهی ست نابخشودنی،
باید روانه شد


حلمی | کتاب لامکان

دوباره خورشید | کتاب لامکان

جان و عمل خود را سوی تو روان کردم

جان و عمل خود را سوی تو روان کردم
از تو به زبان گشتم، حرف از تو دوان کردم
نام تو سراییدم، منظومه ی کامل شد
این هیئت خورشیدی در روح وزان کردم


حلمی


بشنوید: "اخگران" از مکس ریشتر

شاهدند آنان که با دل خاستند

شاهدند آنان که با دل خاستند
گر چه با صد رنج و مشکل خاستند
چون ز حقّ دیدار حقّ می خواستند
بر فراز چرخ باطل خاستند
حلمی

شاهدند آنان که با دل خاستند | رباعیات حلمی

عاشقیم و مست و اوباش نهان | مثنوی

عاشقیم و مست و اوباش نهان | مثنوی های حلمی
عاشقیم و مست و اوباش نهان
قسمت ما از تباهی پاک دان


باده ی ما عقل ها را پاک کرد
روح را در جامه ها چالاک کرد


عشق چون آمد دگر اوهام کو؟
فکر دیروز و دم فرجام کو؟


هیچ دانی واصلان را چیست راز؟
نوش آن جام بلور عقل تاز


گم شو از این کالبد تا جان شوی
هم نوای ساقی پنهان شوی


نیستی این صورت بی آبرو
جستجو کن، جستجو کن، جستجو


آن گه از این جستجوها دست کش
روزنی بر حیرت بن بست کش


گوش کن تا اوستادت دل کند
دل نهایت حلّ این مشکل کند


دل کمان عشق را وا می کشد
هر کجا عقل است دل پا می کشد


گوش کن تا کاروان ها از پی ات
هی بتازند و بنازند از هی ات


مذهب انسان و شیطان وارهان
تاج سلطانی سر جانت نشان


آن دمی کز عشق جانت وارهید
صوت بالا روح در جانت شنید


زان صدا که خلقت از آن جاری است
با سفیران، روح در همکاری است


***

قصّه هایت مختصر کن حلمیا
سوی جان باز آ از این خلق ریا


قصّه های آسمانی گفته ای
کس نداند از چه آنی گفته ای


هر که با جان ملولش دوست گشت
چون جسد در اعتکاف پوست گشت


هر که از خواب قرون بیدار شد
چون تو از کار عبث بیکار شد


چون تو در روح آمد و پرواز کرد
ساز شیدایی و مستی ساز کرد


این سخن در هر زمان تکرار شد
بهر آن یاری که با حقّ یار شد


طالب پیمانه گشتی گوش دار
عقل را در صحن ما خاموش دار


ورنه با خلق زبون مشغول باش
قرن ها در قرن ها مجهول باش

عاشقیم و مست و اوباش نهان | مثنوی های حلمی

بشنوید: "پرواز بی نهایت" از گوستاوو سانتائولالا

گر پادشهی پیاده باشی هنر است

گر پادشهی پیاده باشی هنر است
در وقت شهی فتاده باشی هنر است
در وقت گدایی همه درویشانند
درویش کبیرزاده باشی هنر است
حلمی

گر پادشهی پیاده باشی هنر است |‌ رباعیات حلمی

مجموعه کامل اشعار حلمی

مجموعه ی کامل اشعار حلمی در کتابخانه ی دیجیتال دلبرگ، تقدیم عزیزان. 

delbarg.ir/helmi/ghazaliat
delbarg.ir/helmi/dobeitiha
delbarg.ir/helmi/masnaviha

نی شعر پر از گمان و اوهام است این | رباعیات حلمی

منگر به شکل بیرون، همه کس خراب دارد

منگر به شکل بیرون، همه کس خراب دارد
به درون شو روی جان بین، شکل آفتاب دارد
 
همه روح و نور بینی چو به عشق بازگردی
همه حوروش، خدایی، نه یکی عتاب دارد


چو خدای باش و برتاب به همه جهات هستی
که خدا به ذات تابد، نه که انتخاب دارد 
  
چه چری به عقل و وهم و به چرای گاه پرسش؟
تو یکی نظر بفرما، دو جهان ثواب دارد
 
همه خاک میهنت شد که به ناز تن اسیری
برو این همه رها کن که جهان حساب دارد
 
ز دلی که رفت نورش تو بر آ که بازگردد
ز برون پیاله خالی ست، ز درون پر آب دارد
 
چه رهی و آفتابی ز نهان فتاده ما را
لب هرزه بند و برتاز که سخن عذاب دارد
  
حلمی ار خموش باشد دم عشق باز ماند
ورنه روی و جان مستش بی سخن خطاب دارد

منگر به شکل بیرون، همه کس خراب دارد | غزلیات حلمی

ای عقل تو افتادی از سر چو کلاه شب

مثنوی کامل را بخوانید.

ای عشق خوشیم امشب با تیغ دو سر خونت | مثنوی حلمی

عشق عبادت ماست

آنان که در جهان تاریکی می گسترند بر این خیال باطلند که بر نور خویش می افزایند، آنان فرزندان خفته ی گِل سیاه و سنگ زرّین اند.


آفتاب از آفتاب می زاید و سایه از سیاهچال. بیداری از بیداری رج می خورد و خواب از خواب. بیداران بی همان ِبا همند، و خفتگان با همان ِدر تفرقه. آه که در روشنی یک از هزار برتر است و در تاریکی هر هزار از نیم کمتر است. 


آنان که در جهان نور می گسترند، بی خیالان عالمند! چرا که ایشان را خیال نور پاشیدن نیست. ایشان بر قامت خویش استوارند، و از درون در بیرون قد کشیده اند. آنان که در بیرون غمزه ی درون می نمایند، آنان را به درون راه نیست، و نیز در بیرون عشوه ای بر بادند.


پس چشم می بندیم و گوش می بندیم، و چنین می بینیم و چنین می شنویم. پس می نشینیم بر سر جای خویش، و چنین برمی خیزیم. می تپیم، و در جهان منتشر می شویم؛ چرا که این کار ماست، عادت ماست، و عشق ما را نه جنبشی از سر ملال و نه شهوتی از بهر کمال، که شغل ماست، و با همه گمچهرگان دست از خویش شسته، این رفاقت ماست، عبادت ماست. 


آری عشق عبادت ماست.


حلمی | کتاب لامکان

عشق عبادت ماست - کتاب لامکان

حرکت عشق

عشق دارد حرکتی همچون قیام
خود قیام است این خروج مستدام
حجّ عاقل باختن در ننگ و نام
حجّ عاشق تاختن بیرون ز دام
حلمی

عشق دارد حرکتی همچون قیام | اشعار حلمی

بشنوید: Zhaoze - 1911第四回 4th Mov

وبلاگ رسمی سید نوید حلمی، عارف سخن سرای معاصر.
انتشار مطالب با ذکر نام و منبع آزاد می باشد. خوش آمدید.
Official Blog of Seyed Navid Helmi, the Contemporary Persian Mystic Poet
!Welcome
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان