سرای حلمی

رمزی و کلیدی به در و منزل ماست _*_‌ بر هر که بخواند این خط راز، سلام

جان بر سر کار باده آمد

جان بر سر کار باده آمد
این عقل ز سر زیاده آمد
این کاسه‌ی سر به باد دادیم
تا قلب به راه ساده آمد

حلمی

جان بر سر کار باده آمد | حلمی

موسیقی: سیاوش ناظری - شنگینک 

به جستجوی خویشتن؛ بتاز!

غشاهای ضخیم از اراده فردیت را پوشانده‌اند، حجابهای تاریک و دالانهای دهشتبار از آنچه "من درست می‌دانم" و "حق با من است" و "باید دیگران را به راه خود کنم". روح گمگشته در ظلمات انسان، روح به تکاپوی برخاستن از دامان گِل‌آلود خدا.


نخست حجاب را دانستن و آنگاه برانداختن. عقل می‌گوید غفلت را بستا! دور باش و مصون بمان از زندگی! عشق می‌گوید با زندگی بیامیز و مخاطرات را بپذیر! عقل می‌گوید بترس و در امان باش! عشق می‌گوید بی‌باک باش و بتاز!


روح بازی‌خورده‌ی معلّمین دروغین، این استادان تعویق و نفاق. روح به جستجوی معلّمین حقیقی، آن استادان اتّصال و وفاق. روح بازی‌خورده‌ی خویش، روح به جستجوی خویش.


نخست قیدها را دانستن و آنگاه بگشودن. عقل می‌گوید بندها را بپرست! آسایش در اسارت است. مصون باش از آزادی! سجده کن! بنده باش! گدایی کن! عشق می‌گوید برخیز و قامت راست کن! راه را ببین! بال بگشا و به پرواز درآ! 


تنها یک اراده‌ی حق و آن اراده‌ی تسلیم ساختن خویش به دستان حق.


حلمی |‌ کتاب لامکان

به جستجوی خویش |‌ کتاب لامکان

موسیقی: Sedaa - Homeland

کار بیهودگان؛ تمارین عقل

تمارین عقل در نظر عشق به پشیزی نمی‌ارزند، چرا که این تمارین به نگه‌داشتن روح در آغل زمین است، حال آنکه عشق به رهایی فرا می‌خواند. 


تکرار اذکار ذرّه‌ای روح را بالا نمی‌برد، اگر صرفاً لق‌لقه‌ی زبان باشد و سالک از جریان زندگی جدا باشد. مثل این است که کسی بنشیند روزی هزار بار بگوید عشق و سپس برخیزد و در مردگی‌اش به تمارین عقل بپردازد. نام آن زندگی نیست. 


به راه آیین‌ها رفتن و بر قدم گذشتگان گام سپردن کار بیهودگان است، آنها که نمی‌خواهند زندگی کنند و چون نمی‌خواهند نمی‌توانند، و چون نمی‌توانند به لکّه‌دار کردن زندگی اقدام کنند. بر اینها زمین دوزخ و آسمان دوزخ است. 


حلمی | کتاب لامکان

تمارین عقل | کار بیهودگان | کتاب لامکان | حلمی

موسیقی: HAVASI — Rise of the Instruments

گفت عاقل نان ز آزادی به است | مثنوی

گفت عاقل نان ز آزادی به است
گندم اندوه از شادی به است


بهر بوفان ظلمت شب نعمت است
در خرابی بهرشان صد شوکت است


خلق پندارد که عاقل فکر اوست
خلق با عقل است و این عقلش عدوست


عشق گوید خلق! آزادی بجو
ای گرسنه رشته‌ی شادی بجو


نان رود از کف چو آزادی رود
غم بیاید نان برد شادی رود 


این فکوران بنده‌ی نام‌اند و کام
دلقکان عقل در کوی ظلام


بی‌خردمردان کاهل هر سویند
هر که مستی را دهانش می‌بویند


هر چه بدبختی ز عقل ناقص است
ظلمت عالم ز عقل ناکس است


هر حجابی را که بر سر کرد عقل
خلقتی را ساده منتر کرد عقل


ای خلایق عقل را سنگش زنید
کاسه‌ی پوکِ سر آونگش زنید


تخت و تاجش بر سرش ویران کنید
این شه عریانه را عریان کنید


این خران خاک آزادی‌ستیز
این شرورعقلان آبادی‌ستیز


این زبان‌بازان خوار بی‌سخن
خلق‌خواران، سایه‌بازان کهن


یک تن و در هر دو هیکل چپّ و راست
یک تن‌اند و یک لجن بی کمّ و کاست


گفت عاشق حرف حق: شادی بجو
نان بخواهی هم تو آزادی بجو

حلمی

مثنوی آزادی | حلمی

موسیقی:‌ Adrian von Ziegler - Prophecy

جان بی‌عشقان فدای عقل شد

جان بی‌عشقان فدای عقل شد
خلق بی‌حق در هوای عقل شد


منبر از عقل و فقیهش عقل گشت
نور دل بیرون و جای عقل شد 


وجد را گفتند جفت روح نیست 
پس خلایق در جفای عقل شد


صورت عقلش به خاک عشق دید
خلقتی صاحب‌عزای عقل شد 


هر سویی آواز بی‌عشقان رسید
گوشه‌ها پر از نوای عقل شد


گفت عقل و خورد عقل و برد عقل
ملّت غم مبتلای عقل شد


حلمی از اوصاف راه عشق گو
این غزل که شوربای عقل شد

جان بی‌عشقان فدای عقل شد | غزلیات حلمی

موسیقی: Ara Malikian - Kach Nazar

ای فتنه انگیز تفرقه کار

غزل ۴۶۳.

ای فتنه انگیز تفرقه کار
باده ی تفریق بیار بیار


عقل و عشق را بر آتش زن
عشق بمانَد و عقل بسوزد زار


عاقلان بمیرند به گور فلک
عاشقان بمانند تا ابد به قرار


عاقلان منافقان رهند
صد هزارشان به فدای نگار


عاشقان مقرّبان شهند
هر که شان هزار جان به نثار


عقل و عشق را وصال نبُوَد
عشق باز است و عقل چون سگ هار


رسم عاشقی یکی جویی ست
ای رفیقان یکی شوید این بار


عزم کار عشق باید کرد
بر عقاب روح یکّه سوار


حلمی از آتش برین بسرود
نیست دوزخ بلکه آتش یار

منبع: غزلیات حلمی
برای خواندن غزلیات حلمی در کتابخانۀ دلبرگ، روی آن کلیک کنید.

ای فتنه انگیز تفرقه کار | غزلیات حلمی

موسیقی: اشتراوس - رعد و آذرخش

وبلاگ رسمی سید نوید حلمی، عارف سخن‌سرای معاصر.
انتشار مطالب با ذکر نام و منبع آزاد می باشد. خوش آمدید.
Official Blog of Seyed Navid Helmi, Contemporary Persian Mystic Poet
!Welcome
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان